عصر مسجدسلیمان// گاهی یک اتفاق ساده در ظاهر، پرسشهای مهمی را در برابر افکار عمومی قرار میدهد، پرسشهایی که پاسخ آنها میتواند مرز میان اجرای قانون و اقدام سلیقهای را روشن کند. قطع دهها درخت در حومه آرامستانهای منطقه تلبزان از همین جنس است، اقدامی که فارغ از هرگونه قضاوت اولیه، نیازمند توضیح شفاف درباره […]
عصر مسجدسلیمان// گاهی یک اتفاق ساده در ظاهر، پرسشهای مهمی را در برابر افکار عمومی قرار میدهد، پرسشهایی که پاسخ آنها میتواند مرز میان اجرای قانون و اقدام سلیقهای را روشن کند.
قطع دهها درخت در حومه آرامستانهای منطقه تلبزان از همین جنس است، اقدامی که فارغ از هرگونه قضاوت اولیه، نیازمند توضیح شفاف درباره چرایی، ضرورت فنی و فرآیند قانونی انجام آن است.
هیچکس نمیتواند ضرورت ایمنی شبکه برق را انکار کند. خطوط انتقال برق باید در شرایط ایمن قرار داشته باشند و درختان نیز نباید به عاملی برای ایجاد خطر تبدیل شوند. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا برای تأمین این ایمنی، الزاماً باید درختان از قسمت قابل توجهی از تنه قطع شوند؟
آنچه اهمیت دارد، انتخاب راهکار متناسب با مسئله است. در بسیاری از موارد، هرس تخصصی شاخههای مزاحم، اصلاح شبکه، تغییر آرایش خطوط یا استفاده از تجهیزات فنی مناسب میتواند بخشی از مسئله را حل کند، بنابراین پیش از هر تصمیم برای قطع درخت، باید ضرورت آن بهصورت کارشناسی احراز شود.
موضوع زمانی حساستر میشود که بر اساس اطلاعات مطرحشده، فاصله درختان موجود در آرامستانهای تلبزان از پایینترین نقطه سیم ACSR در گرمترین فصل سال، بیش از هفت متر بوده است. با این حال، گفته میشود بیش از ۴۰ اصله درخت از قسمت پایین تنه قطع شدهاند.
این ادعا نیازمند بررسی جدی است، زیرا اگر فاصله ایمن خطوط و درختان رعایت شده باشد، افکار عمومی حق دارد بداند مبنای فنی چنین عملیات گستردهای چه بوده است و اگر فاصله ایمن رعایت نشده، باز هم این پرسش مطرح است که چرا پیش از رسیدن کار به مرحله قطع تنه، اقدامات فنی و اصولی برای رفع مزاحمت احتمالی انجام نشده است؟
از سوی دیگر، درختان متعلق به یک دستگاه یا فرد خاص نیستند؛ آنها بخشی از سرمایه عمومی و میراث طبیعی یک منطقهاند. قطع یک درخت بالغ را نمیتوان صرفاً با کاشت یک نهال جایگزین دانست. سالها زمان لازم است تا یک نهال به درختی تبدیل شود که بتواند سایه، اکسیژن، کاهش دمای محیط و ارزش بصری مشابهی ایجاد کند.
آرامستان نیز تنها یک فضای محصور برای دفن اموات نیست. این مکانها بخشی از سیمای عمومی هستند و درختان موجود در آنها علاوه بر نقش زیستمحیطی، به ایجاد آرامش و کیفیت بصری محیط کمک میکنند. از این منظر، حفظ پوشش درختی آرامستانها باید در کنار سایر الزامات مدیریت شهری و محیطی مورد توجه قرار گیرد.
نکته مهم دیگر، ضرورت رعایت فرآیندهای قانونی در مواجهه با درختان است. اگر قطع درختان نیازمند مجوز و طی مراحل قانونی بوده، باید مشخص شود این مراحل طی شده است یا خیر. اگر مجوزی وجود دارد، ارائه آن میتواند به سادگی بخش مهمی از ابهامات ایجادشده را برطرف کند و اگر اقدامی بدون مجوز صورت گرفته باشد، انتظار طبیعی این است که موضوع توسط مراجع ذیصلاح بررسی شود.
مطالبه افکار عمومی در اینجا صرفاً درباره چند اصله درخت نیست، مسئله درباره نحوه تصمیمگیری دستگاههای اجرایی و میزان پایبندی به قانون در مواجهه با سرمایههای عمومی است.
شفافسازی در چنین موضوعاتی نهتنها به معنای پاسخگویی در برابر مردم است، بلکه میتواند از شکلگیری برداشتهای نادرست و ایجاد بیاعتمادی نیز جلوگیری کند.
اکنون انتظار میرود دستگاههای مرتبط، بهصورت روشن اعلام کنند عملیات انجامشده در آرامستانهای تلبزان با چه هدفی، بر اساس چه بررسی کارشناسی، توسط چه مجموعهای و با استناد به کدام مجوز یا دستورالعمل انجام شده است.
ایمنی شبکه برق یک ضرورت است؛ اما حفاظت از درختان نیز یک مسئولیت عمومی است. هنر مدیریت آنجاست که برای تأمین یکی، دیگری قربانی نشود.
مردم منطقه تلبزان منتظر یک پاسخ روشن هستند؛ پاسخی که بتواند میان ضرورت ایمنی، احترام به قانون و صیانت از سرمایههای طبیعی منطقه، توازن ایجاد کند.











