در حالی‌ که کشور از ظرفیت‌های گسترده انسانی و منابع طبیعی برخوردار است، تداوم نرخ‌های بالای بهره، تورم مزمن و ضعف در مدیریت سرمایه‌گذاری، تولید ملی را در شرایطی دشوار قرار داده است؛ وضعیتی که اگر با اصلاح رویکردها و بازگشت به تعادل اقتصادی همراه نشود، می‌تواند آینده سرمایه‌گذاری و رشد پایدار را با چالش‌های جدی‌تری مواجه سازد.

عصر مسجدسلیمان// موسی جعفری بابادی: پیش از ورود به بحث، لازم می‌دانم دِین خود را نسبت به فرهنگ و ادبیات کشورم یادآور شوم؛ دِینی که همواره تلاش کرده‌ام به آن پایبند باشم.

شاید ما دارای قدرت اقتصادی آن‌چنانی نباشیم، اما از فرهنگی غنی و هشت‌هزارساله برخورداریم و از همین رو تأثیر فرهنگی زیادی در جهان داشته‌ایم. به‌واسطه همین فرهنگ غنی، دشمنان قصد تضعیف و تخریب آن را دارند؛ همچون تهاجم فرهنگی.

اگر فرض کنیم در مذاکرات با آمریکا به نتیجه نرسیده باشیم، با توجه به ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های موجود، همچنان می‌توانیم اقدامات بسیاری انجام دهیم. ما یک درصد جمعیت دنیا و هشت درصد منابع طبیعی جهان را در اختیار داریم؛ همچنین از ظرفیت منابع انسانی، هوش و استعداد خدادادی برخورداریم.

تحریم‌ها تأثیر چندانی در مشکلات ما ندارند؛ بلکه ضعف‌های مدیریتی فراوانی وجود دارد که با بهانه تحریم‌ها مسیر اشتباهی را طی می‌کنیم. مثالی عرض می‌کنم: ما مسائل پیچیده امروزی را می‌خواهیم با روش‌های کلاسیک حل کنیم. برای باز کردن یک پیچ، دیگر آچار دوسو یا چهارسو کارایی ندارد، بلکه باید از آچار آلن استفاده کرد؛ اما ما اصرار داریم با روش‌های سنتی و قدیمی مشکلات را حل کنیم. باید نظریه‌ها و دیدگاه‌های خود را به‌روز کنیم و با نگاهی جدید مسائل را برطرف سازیم.

خاصیت جنگ، بهره بالا و رکود است. در سرمایه‌گذاری، نقطه سر به سر ما بسیار بالاست. در رقم ۲۳ درصد، هیچ سرمایه‌گذاری قابل توجیه نیست. پس از نقطه ریسک باید ۱۵ درصد دیگر نیز به آن افزوده شود و تازه در ۳۸ درصد به نقطه سر به سر می‌رسیم. سپس باید تلاش کنیم سود افزایش یابد، اما با سود ۴۱ درصد نیز گرفتار مالیات می‌شویم. در هیچ جای دنیا از تورم و هزینه، مالیات دریافت نمی‌کنند، جز کشور ما. این عامل اصلی نابودی تولید در کشور است.

مدیریت سرمایه‌گذاری در کشور ما به بدترین شکل ممکن انجام می‌شود.

به قول دکتر شریعتی: «چه زجری می‌کشد آن‌کس که می‌داند و نمی‌تواند کاری بکند.»

در بسیاری از جاها کارخانه‌های ما توان تولید ندارند و دارایی‌هایشان به جای تولید، تبدیل به ثروت غیرمولد می‌شود. رابطه بین نرخ بهره و سرمایه‌گذاری منفی است؛ کاهش نرخ بهره باعث افزایش سرمایه‌گذاری می‌شود. رابطه بین تورم و سرمایه‌گذاری نیز منفی است. با تورم ۳۰ تا ۴۰ درصدی امروز، بخش قابل توجهی از درآمد خالص صرف جبران تورم می‌شود و ادامه فعالیت اقتصادی دشوار می‌گردد.

تولیدکننده با افزایش هفت درصدی حقوق و دستمزد و رشد نهاده‌ها، این افزایش‌ها را به قیمت کالا و خدمات منتقل می‌کند؛ در نتیجه قدرت خرید مردم کاهش یافته و کارخانه دچار رکود می‌شود. متأسفانه بسیاری از تولیدکنندگان ما از دانش اقتصادی کافی برخوردار نیستند. ما به نوعی جامعه‌ای تورم‌دوست شده‌ایم؛ تولیدکننده با دولت برای افزایش قیمت تبانی می‌کند و حاصل آن فقر و فلاکت در جامعه است.

ما شاخه زیر پای خود را می‌بُریم. با کل نقدینگی کشور، قادر هستیم ۳۳ درصد از خانه‌های تهران را خریداری کنیم؛ این یک فاجعه است. در تمام دنیا باید تعادل حفظ شود. من تعادل را ناموس اقتصاد می‌دانم؛ نبود تعادل موجب تورم، فساد، بی‌بندوباری و فقر می‌شود.

باید شرایطی ایجاد شود که سرمایه‌گذاری در بخش‌های غیرمولد ناامن و سرمایه به سمت تولید هدایت شود. یکی از شاخص‌های توسعه کشورها، تولید ناخالص داخلی (GDP) است. تولید در کشور ما با پنج چالش عمده مواجه است:

۱. عدم تکمیل حلقه‌های زنجیره ارزش صنایع مختلف

۲. مسئله انرژی و زیرساخت

۳. تجارت خارجی و محدودیت در معاهدات بین‌المللی

۴. تأمین مناسب، کافی و به‌هنگام ارز

۵. تأمین منابع مالی و سرمایه‌گذاری برای تولید

در مجموع ۲۲ میلیون قطعه تولیدی (پروانه صادرشده) داریم، اما از این تعداد تنها ۲ میلیون کالا ساخته‌ایم. حداقل باید نیمی از این قطعات به کالای نهایی تبدیل می‌شد. در واقع، به جای کالای نهایی، کالای واسطه‌ای تولید کرده‌ایم.

در پایان دو ایده برای جذب سرمایه و تقویت سرمایه‌گذاری ارائه می‌دهم:

۱. در دنیا صندوق‌ها و شرکت‌هایی وجود دارند که نقدینگی را جذب و در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهند. باید چنین نهادهایی در کشور شکل گیرد تا در شرایط کنونی با تزریق منابع به تولید کمک شود.

۲. در بسیاری از کشورها، بیمه‌هایی وجود دارد که سرمایه‌ها را ضمانت می‌کنند. این موضوع نیز باید در کشور ما نهادینه شود.

از تمام دوستان و عزیزانی که با دقت این مقاله را مطالعه کردند، صمیمانه سپاسگزارم.

 

به قلم موسی جعفری بابادی تحلیلگر مسائل اقتصادی