فوتبال فراتر از فوتبال

عصر مسجدسلیمان // بسم الله الرحمن الرحیم نقد به این فوتبال دولتی بسیار است. فوتبالی که بر خلاف همه دنیا هزینه آن از بیت المال و جیب مردم پرداخت می شود. امروزه فوتبال به یک صنعت مهم در دنیا تبدیل شده است به گونه ای که بسی ...

عصر مسجدسلیمان //

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد به این فوتبال دولتی بسیار است. فوتبالی که بر خلاف همه دنیا هزینه آن از بیت المال و جیب مردم پرداخت می شود.
امروزه فوتبال به یک صنعت مهم در دنیا تبدیل شده است به گونه ای که بسیاری از سرمایه گذاران بزرگ به سمت فوتبال جذب شده اند.
باشگاهی مانند رئال مادرید، بارسلونا و بایرن مونیخ و….تمام هزینه های خود را از راه درامد زایی از قبیل فروش پیراهن، حق پخش تلویزیونی، بلیط فروشی و امثالهم کسب می کنند.
حتی تصور اینکه امروزه یک باشگاه دولتی در اروپا که از طریق بیت المال تغذیه کند هم وجود ندارد.
دولت ها حتی هزینه های فدراسیون و تیم ملی را نیز از باشگاهها دریافت می کنند.
اما فوتبال ایران فوتبالی دولتی است.
فوتبالی که در آن تیم هایی مانند سایپا،صبای قم، پیکان و امثالهم با نداشتن حتی پنجاه نفر هوادار سالیانه میلیاردها تومان از جیب مردم هزینه می کنند.

در دنیای پیشرفته تیم باشگاهی که هوادار ندارد یعنی پخش تلویزیونی ندارد(قاعدتا هیچ شبکه بازی های تیم بدون ببینده را خریداری نمی کند)یعنی فروش بلیط ندارد، یعنی فروش پیراهن ندارد و در کل یعنی درامدش صفر یا بسیار ناچیز است. بسیاری از تیم های ایرانی همانطور که اشاره شد هیچ درامدزایی ندارند و در عمل فقط مصرف کننده بیت المال هستند. مصرف کننده هایی که هر ساله با مربیان و بازیکنانی با حقوق های نجومی باید تغذیه شوند و همیشه طلب کار جامعه بمانند.

در سوی دیگر تیم های دارای هوادار نیز به علت نبود نگاه تجاری به فوتبال و غلبه نگاه سیاسی در چنبره دولت ها قرار دارند.
دولت ها با دخالت یا تعیین مدیران این تیم ها سعی در جلب نظر هوادران آن تیم ها می نمایند.

با چنین رویکردی مشاهده می کنیم که افرادی امثال حبیب کاشانی، واعظ آشتیانی، محمدرضا ساکت، سردار آجرلو ، سردار رویانیان و امثالهم سر از مدیر عاملی پرطرفدارترین تیم های فوتبالی در می آورند. افرادی که در بدو ورود نام حتی یک بازیکن فوتبال یا میزان امتیاز یک بازی را نمی دانند.

در واقع موفقیت یا عدم موفقیت این تیم ها نه به کارایی مدیران و درامد زایی آنها بلکه به میزان بودجه ای است که از دولت گرفته و خرج می کنند.
در این شرایط مدیریتی چون هدف مدیران نه کسب سود بلکه کسب محبوبیت است سعی می کنند با پرداخت مبالغ نجومی بازیکنان بهتر را جذب کنند و در عرض چند ساعت قیمت کاذب برای فوتبالیست های دست چندم ایجاد کنند یا بازار دلالان و کاسبان فوتبال را رونق ببخشند(البته در سالهای اخیر در اروپا تیم های پاریس ژرمن و منچستر سیتی هم دست به چنین اعمالی زده اند اما نه از جیب دولت و مردم بلکه از جیب شاهزادگان عرب خاورمیانه)
هدف این مدیران، تجارت از طریق ورزش نیست چون نه علمی از آن دارند و نه درکی از درآمد زایی ورزشی داشته اند.
این فوتبال صرفا یک ابزار سیاسی دست دولت هاست که با هدایت آن در مسیر خاص و مورد نظر خود اهدافی غیر ورزشی را دنبال می کنند.
فوتبال امروز ایران فوتبالی است که نه تنها هیچ درآمدی ندارد بلکه سالیانه صدها میلیارد تومان از بودجه (مملکتی را که هنوز در بخش هایی از آن عده ای در کپر درس می خوانند) را می بلعد و در جیب دلالان می ریزد.

مسئله بعدی نوعی نگاهی است که از سوی وزارت ورزش یا متولیان فوتبال در کشور به این ورزش وجود دارد.
طرفداران بارسلونا همیشه شعار «بارسلون، فراتر از یک باشگاه» را سر می دهند، بارسلونا برای مردم کاتالان به واقع فراتر از یک تیم ورزشی است و اهالی این ایالت همیشه خواسته های استقلال طلبانه و اعتراضات سیاسی خود را در غالب حمایت از این باشگاه نشان می دهند.
در ایران هم چنین نگاهی به فوتبال در بین متولیان ورزش و مسئولان حاکم است و به نوعی «فوتبال را فراتر از فوتبال» می بینند. برخی از آنها فوتبال را وسیله ای برای سرگرم کردن جامعه ، برخی وسیله و سکویی برای تبلیغات جناح و حزب خود و برخی هم برای کسب شهرت و رسیدن به پست های مهمتر قلمداد می کنند. به این دلیل است که در اخراج یا انتخاب مربی تیم ملی در گذشته رئیس جمهور تصمیمم گیرنده نهایی بود.

ساسان زکی پور
جمعه – ۹۶/۱۲/۱۱

  • کوثر - اسفند ۱۲, ۱۳۹۶ در ۹:۴۸ ق.ظ

    عااااااااااااالی